تبليغاتX
شیما
قایقی خواهی ساخت؟ خواهی انداخت به آب؟ دور خواهی شد از این خاک غریب؟

کاش میدانستی ساختن قایق بیهودست

کاش میدانستی شهری نیست که در آن پنجره ها رو به تجلی باشند

کاش میدانستی شاخه ی معرفتی دیگر نیست

کاش میشد باور کرد      بودن شهری را            که در آن  روییده شاخه ی معرفتی 

که در آن رویا ها همه شیرین باشند   

 

سعی خود باید کرد  قایقی باید ساخت باید انداخت به آب  دور باید شد از این رنگ و ریا

با اجازه از سهراب سپهری

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 8:24 توسط شیما |

سلام به همه امیدوارم سال خوبی داشته باشین  به من که خیلی بد میگذره

یه سفره زورکی که باعث شده حتی از چت هم محروم شم

 

 

دعا کنین نجات پیدا کنم

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:47 توسط شیما |